دیدگاه تاریخ هنر

در دیدگاه تاریخ هنر، آثار هنری تقریبا تا زمانی که بشر وجود داشت از هنر پیش از تاریخ تا هنر معاصر وجود داشته باشد. با این حال، برخی نظریه ها مفهوم “آثار هنری” را به جوامع مدرن غربی محدود می کند.  یکی از مباحث اولیه تعریف هنر، نزدیک به معانی لاتین قدیمی است که تقریبا به “مهارت” یا “هنر” ترجمه می شود، به عنوان مرتبط با کلمات مانند “هنرمند”. کلمات انگلیسی مشتق شده از این معنی عبارتند از مصنوعی، مصنوعی، هنر، هنرهای پزشکی و هنرهای رزمی. با این حال، بسیاری از اصطلاحات دیگر استفاده از این واژه، همه با برخی از رابطه با ریشه شناسی آن وجود دارد.

تاریخ هنر2

بطری رواندا قرن بیست و یکم. آثار هنری می توانند علاوه بر ارزش تزئینی خود، عملیات عملی را نیز داشته باشند.
در طول زمان، فیلسوفان مانند افلاطون، ارسطو، سقراط و کانت، در میان دیگران، معنی هنر را مورد سوال قرار دادند.  چندین گفت و گو در افلاطون سوالات مربوط به هنر را مطرح می کند: سقراط می گوید شعر از موز الهام گرفته است و منطقی نیست. او از این و دیگر اشکال جنون الهی (مستی، عاشقانه و رویایی) در Phadrus (265a-c) سخن می گوید، و در عین حال در جمهوری می خواهد هنرمند بزرگ شاعرانه هومر را نیز خنثی کند و همچنین خنده. در یون، سقراط هیچ اشاره ای به عدم پذیرش هومر که در جمهوری بیان می کند، نیست. گفتگوی یون نشان می دهد که ایلیاد هومر در جهان یونان باستان کار می کند، زیرا کتاب مقدس امروز در دنیای مسیحی امروز به کار می رود: به عنوان هنر الهام گرفته از ادبی که می تواند هدایت اخلاقی را ارائه دهد، اگر تنها بتوان آن را به طور صحیح تفسیر کرد.

با توجه به هنر ادبی و هنرهای رزمی، ارسطو شعر حماسی، تراژدی، کمدی، شعر و موسیقی دیتایامبیک را به عنوان هنر معرق و یا تقلیدی، هر کدام در تقلید از طریق رسانه، شی و شیوه، در نظر گرفت.  به عنوان مثال، موسیقی با رسانه های ریتم و هماهنگی تقلید می کند، در حالیکه رقص تنها با ریتم و شعر با زبان تقلید می کند. اشکال نیز در شیء تقلید متفاوت هستند. مثلا کمدی، یک تقلید چشمگیر برای مردان بدتر از حد متوسط ​​است؛ در حالی که تراژدی مردان را کمی بهتر از میانگین تقلید می کند. در نهایت، شکل ها با شیوه تقلید از طریق روایت یا شخصیت متفاوت است، از طریق تغییر یا بدون تغییر، و از طریق درام و یا هیچ درام.  ارسطو بر این باور بود که تقلید به بشریت طبیعی است و یکی از مزیت های بشر در برابر حیوانات است.

معنای دوم و اخیرا کلمه هنر به عنوان مخفف هنر خلاق یا هنرهای زیبا در اوایل قرن ۱۷ ظهور یافت. هنرهای زیبا به مهارتهایی که برای بیان خلاقیت هنرمند یا جذابیت احساسات زیباشناسی مخاطبان استفاده می شود اشاره دارد یا مخاطب را به سمت توجه به کار بیشتر و بهتر از هنر ترغیب می کند.

در این معنای دوم، هنر کلمه ممکن است به چند مورد اشاره کند: (i) مطالعه مهارت خلاق، (ii) فرآیند استفاده از مهارت خلاق، (iii) محصول مهارت خلاق، یا (iv) تجربه مخاطب با مهارت خلاقانه. هنرهای خلاق (هنر به عنوان نظم و انضباط) مجموعه ای از رشته هایی هستند که آثار هنری (هنر را به عنوان اشیاء) تولید می کنند که توسط یک درایو شخصی (هنر به عنوان فعالیت) مجبور شده و پیام، خلق و خوی یا نمادین را برای درک کننده تفسیر می کنند (هنر به عنوان تجربه). هنر چیزی است که افکار، احساسات، باورها یا ایده های فرد را از طریق حواس تحریک می کند. آثار هنری می تواند به صراحت برای این منظور ساخته شود یا بر مبنای تصاویر یا اشیا تفسیر شود. برای برخی از محققان مانند کانت، علوم و هنر می تواند با توجه به علم به عنوان نشان دهنده حوزه دانش و هنر به عنوان نماینده دامنه آزادی بیان هنری متمایز شود.

اغلب، اگر مهارت در شیوه ای رایج و عملی استفاده شود، مردم آن را به جای هنر به کار می گیرند. به همین ترتیب، اگر این مهارت در یک شیوه تجاری یا صنعتی مورد استفاده قرار گیرد، ممکن است به جای هنر خوب، هنر تجاری باشد. از سوی دیگر، صنایع دستی و طراحی گاهی اوقات هنر اعمال می شود. برخی از پیروان هنری استدلال می کنند که تفاوت بین هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی بیشتر مربوط به قضاوت های ارزش مند در مورد هنر است که از هر تفاوت واضح واضح است.  با این حال، حتی هنرهای زیبا نیز اغلب اهداف فراتر از خلاقیت و بیان خود ندارند. هدف از آثار هنری ممکن است ارتباط ایده ها، مانند هنر سیاسی، معنوی و یا فلسفی باشد؛ برای ایجاد احساس زیبایی (نگاه کنید به زیبایی شناسی)؛ برای کشف ماهیت درک؛ برای لذت؛ یا برای ایجاد احساسات قوی. هدف نیز ممکن است ظاهرا وجود ندارد.

طبیعت هنر توسط فیلسوف ریچارد وولهایم به عنوان “یکی از دلخوری ترین مشکلات سنتی فرهنگ بشری” توصیف شده است.  هنر به عنوان وسیله ای برای بیان یا ارتباط احساسات و ایده ها، وسیله ای برای کاوش و قدردانی عناصر رسمی به تنهایی و به عنوان مامیز یا نمایندگی تعریف شده است. هنر به عنوان ممیوز، در فلسفه ارسطو ریشه های عمیق دارد.  لئو تولستوی هنر را به عنوان یک کاربرد شناخته است

تابلو هنری،فروش تابلو هنری،ساخت

  • تابلو هنری
  • تابلو هنری دست ساز
  • تابلو هنری برجسته
  • تابلو هنری مدرن
  • تابلو هنری جدید
  • تابلو هنری در خانه
  • تابلو هنری کوبیسم
  • تابلو هنری زیبا
  • تابلو هنری گل
  • تابلو هنری خط

The Fourteenth of July Celebration in Paris

 

ژان فرانسوا Chevrier اولین کسی بود که از تابلو هنری در ارتباط با یک شکل از هنر عکاسی، که در ۱۹۷۰s و ۱۹۸۰s در مقاله ای به عنوان “ماجراهای فرم تصویر در تاریخ عکاسی” در سال ۱۹۸۹٫ آغاز شد استفاده کرد.

ویژگی های کلیدی تابلو هنری  عکاسی معاصر با توجه به Chevrier، در درجه نخست می بایست:

“طراحی و تولید تابلو هنری برای دیوار مانند احضار یک تجربه جهت مقابله با بخشی از ذهن تماشاگر است که به شدت با فرآیندهای همیشگی تملک و طرح ریزی و به موجب آن تصاویر عکاسی معمول را دریافت کرده است و با آن در تضاد است.”

با این کار، Chevrier اشاره می کند که مقیاس و اندازه بدیهی است مهم اگر تصاویر به “نگه داشتن تابلو هنری ” است. اما تابع دیگر اندازه است؛فاصله بیننده از جسم، که نیازبه ایستادن مقابل تصویر دارد،این تجربه “مقابله”، یاد شده است،در واقع چیزی فراتر از پذیرش معمولی عکاسی، که اغلب در کتاب ها یا مجلات دیده می شود.

تابلو هنری عکسی ریشه دارد نه در vivant تابلو تئاتر، اما در عکاسی عکاسان، مانند که از آلفرد استیگلیتز، یک جنبش با ریشه های آن در هنرهای زیبا، که در حال حاضر ساخته شده با استفاده سنگین از تابلو هنری را به عنوان یک سبک هنری بصری غیر تئاتر. پیکتوریالیسم، با توجه به جف وال [۷] می تواند به عنوان یک تلاش با عکاسان به تقلید تابلو هنری (شاید ناموفق) دیده می شود:

“عکس های عکاسان توسط عینک از نقاشی غربی خیره شد و تلاش، تا حدی، به آن تقلید در اعمال ترکیب خالص است. فقدان ابزاری برای ایجاد سطح از تصاویر آن غیر قابل پیش بینی و مهم است، در مرحله اول از پیکتوریالیسم، فاز استیگلیتز بر، شبیه سازی گرافیک خوب، دوباره اختراع نگاه زیبا، استانداردهای تعیین شده برای gorgeousness از ترکیب، و پژمرده. ” (ص ۷۵) [۷]

با این حال عکاسی بود که توانایی تبدیل شدن به غیر قابل پیش بینی و خود به خودی. این با ساخت عکسهای مربوط به قابلیت های ذاتی خود دوربین به دست آمد. و این، دیوار استدلال می کند، [۷] یک نتیجه مستقیم از عکاسی خبری و رسانه های جمعی و پاپ صنایع فرهنگی بود. “با سلب خود را از کنترل بدهی ها و مزایای به ارث رسیده از اشکال قدیمی تر هنر، گزارش، یا جنبه زودگذر خود به خود از تصویر عکاسی هل به سمت کشف کیفیت ظاهرا به محیط درونی، کیفیت است که لزوما باید تشخیص متوسط ​​از دیگران و از طریق از خود سؤال که آن را می توانید به عنوان یک تابلو هنری مدرن در یک هواپیما با دیگران پدیدار شود. ” (ص ۷۶-۷۸) [۷]

استدلال این است که، بر خلاف بسیاری دیگر اشکال هنری، تابلو هنری می توانید از ضبط وقوع شانس سود. از طریق این فرایند – عکس فوری از “تصادفی” تصویر – عکاسی اختراع مفهوم خود را از تصویر. فرم ترکیبی از “تصویر غربی” (عکاسی عکاسان) و عکس فوری خود به خودی. در این مرحله است که در آن دیوار [۷] معتقد است که عکاسی وارد یک «دیالکتیک مدرن”. دیوار ادعا می کند که غیر قابل پیش بینی کلید زیبایی شناسی مدرن است. این مفهوم جدید از تصویر، که دیوار پیشنهاد می کند، با جنبه های ترکیبی از تصویر غربی همراه با غیر قابل پیش بینی است که دوربین می توان از طریق شاتر آن، می توان در کار بسیاری از هنرمندان عکاسی معاصر از جمله لوک دلاهیه، آندریاس گورسکی، توماس دیده Struth، ایرنه سزار، و فیلیپ-لورکا diCorcia.

تابلو هنری به عنوان یک فرم هنوز بر بازار عکاسی هنر است. به عنوان سرخ شده اشاره می کند: “مسلما توسعه های تعیین کننده در ظهور هنر عکاسی جدید به ظهور است، با شروع در اواخر ۱۹۷۰s و به دست آوردن انگیزه در ۱۹۸۰s و پس از آن، از آنچه منتقد فرانسوی ژان فرانسوا Chevrier به نام شده است” فرم تابلو “(ص ۱۴۳) [۵]

با این حال، به نظر می رسد تنها تعداد انگشت شماری از جوانان، هنرمندان در حال ظهور کار در فرم تابلو هنری وجود دارد. مثالها عبارتند از فلوریان مایر به Aichen، متی پورتر و پیتر Funch.

 

Save

Save

Save